۱۳۸۷/۰۱/۰۴



به نام خالق کوهها

دماوند شمالى:

تاريخ: 16تا19/اسفند ماه/1386
سرپرست: آقاى محمد فراهانى
همراهان: آقايان سيد ساعد نجفى،صادق مددى(گروه هامون کرج)،محمد ذبيح مند،محمد جلو خانى و
افشين رمضانى (نويسنده گزارشِ" ویژه صعود یخچال سیوله و تیغه شمالی)
...........................................................................................................................................

قلِهء دماوند با ارتفاع 5671 متر از سطح دریا بلند ترين قلهء ايران،اين سرزمين پهناور می باشد.
شکل مخروطی اين قله و آتشفشانی بودنش،آن را در جهان منحصر به فرد کرده است و سالانه تعداد زيادی کوهنورد را از سراسر جهان به سوی خود می کشاند.
از آنجا که آتشفشان نيمه فعاليست همواره بخار گوگرد را روی قله می توان ديد و بوی بدش در اطراف قله کوهنوردان را می آزارد و اين خود به سختی صعود می افزايد.

دماوند 21 يال که به کاسهء قله منتهی ميشود را داراست و تنها 4 يال اصلی به علت داشتن جانپناه و پناهگاه مورد توجه علاقمندانش قرار گرفته است که به اين شرح می باشد:
#
1.يال يا مسير جنوبی: (سبک ترين مسير صعود)؛
روستای ابتدايی مسير رينه می باشد و فدراسین کوهنوردی قرارگاهی در این روستا برای خدمات صعود و ثبت صعودها در سالهای قدیم بنا کرده است.مسئول اين قرار گاه آقای رضا فرامرز پور است که زحمات فراوانی را برای کوهنوردان کشیده است.(شمارهء موبايل: 09111008990)
تا اول جاده خاکی 8 کيلومتر و جاده خاکی که به BC (کمپ اصلی) با نام مسجد با ارتفاع تقریبی2600 متر منتهی میشود حدود 7 کیلو متر است..
با فاصلهء زمانی 4-5 ساعت می توان در تابستان به پناهگاه بارگاه سوم با ارتفاع 4150 متر دست یافت.
#
2.یال یا مسیر شمالی: (سخت ترین مسیر صعود در مسیرهای نرمال)؛
روستای ابتدایی مسیر به نام ناندل است؛این مسیر دارای 2/دو جانپناهِ فلزیست که یکی معروف به 4 هزار به ارتفاع 4019 مترو دیگری با نام 5 هزار با ارتفاع 4650 متر است.
(مسیر صعود تیم از این یال بود)
#
3.یال یا مسیر غربی : (این مسیر نسبت به یال جنوبی و شمالی درجه سختی متوسطی را داراست.)
ابتدای این مسیر را میتوان از پلور نام برد؛یک پناهگاه در ارتفاع حدود 4100 متر بنام سیمرغ دارد.
#
4.یال یا مسیر شمال شرقی: (اگر از طرف روستای گزنک صعود شود طولانی ترین مسیر صعود را دارد.)
اما صعود این مسیر از روستای حاجی دلا مناسب تر است هر چند شیب ،بیشتر از گزنک است.
یک پناهگاه در ارتفاع 4150 متر از سطح دریا با نام تخت فریدون دارد.
پوشش گیاهی این منطقه عموماً از گَوَن میباشد و در بعضی مناطقش درختچه هایی یافت می شود.
جنس سنگ آن آذرین(گرانیت و گدازه های آتشفشانی)است.در سمت جادهء رینه – مسجد صاحب الزمان پوکه معدنی نیز وجود دارد.
پوشش جانوری نیز میتوان از بز کوهی،میش،کبک دری،کبک،قرقی،عقاب ،گربه وحشی، روباه، خرگوش، نوعی موش صحرایی و ... نام برد.
#
ساکنین روستاهای اطراف این کوه اغلب گویش مازنی(مازندرانی) دارند؛مسلمانند و شیعه،که اکثراً با شروع فصل سرما به شهرها کوچ می کنند.
#
شغل آنها نیز دامداری و کشاورزیست.
#
بعد از صعود قله نیز می توان از آبگرم های معروف لاریجان استفاده و خستگی را از تن زدود.
فاصلهء آبگرم ها از رینه حدود 7-8 کیلومتر جاده آسفالت می باشد.
#
روی قلهء جنوبی دماوند مجسمه ای بزرگ از صیاد شیرازی که از سرداران سپاه وقت خود بود را توسط هلیکوپتر گذاشته بودند که گاهاً مورد ضرب و شتم کلنگ های کوهنوردانِ به قله رسیده قرار می گرفت و چندی نیز نگذشت که توسط عده ای کنده شده و به عمق دره های اطراف پرتاب شد
(به نظر من هدف از این کار حفظ محیط زیست بود!)
#
...چندین سال پیش (حدود 22-23 سال)17 رأس گوسفند به علت خرابی هوا در ارتفاع پایین از دست چوپان بیچاره گریخته و خود را به قله می رسانند که همه آنها یخ می زنند و تا چند وقت پیش آثاری از آنها بود...
#
این کوه به گفتهء زمین شناسان 38115 سال سن دارد و از کوههای جوان دنیا بشمار می رود.
#
فاصله از کرج تا اول جادهء ناندل 176 km
فاصله اول جاده تا روستای ناندل 22 km

گزارش صعود

پنجشنبه، 16/اسفند ماه/1386

حرکت از کرج ساعت 14:15 توسط 2/دو دستگاه ماشین سواری شخصی که دوستانمان (آقای محسن کمالی و بهرام نور محمدان) تقبل زحمت کرده بودند؛
رسیدن به اول جاده ناندل ساعت 17:20
حرکت از اول جاده خاکی ناندل توسط یک دستگاه ماشین نیسان ساعت 17:35
رسیدن به روستای ناندل بعد از گذشتن از روستاهای حاجی دلا و میان ده ساعت 18:45 (خانه کوهنورد)
استراحت،صرف شام،ورق بازی و خواب.ساعت 23:00
جمعه، 17/اسفند ماه

ساعت بیداری 4:45 صبح
حرکت از ناندل با بدرقه گرم آقای ماشاا... صالحی و نشان دادن حدود مسیر و سنگ کدوپل(از نشانه های بارز مسیر زمستانیِ یال شمالی) توسط ایشان ساعت 6:15«ارتفاع از سطح دریا 2360 متر»
عبور از کنار سنگ کدوپل ساعت 9:25 «ارتفاع 2967 متر»
" " از ابتدا یا شروع یال ساعت 11:45 «ارتفاع 3200 متر»
رسیدن به جانپناه 4 هزار ساعت 14:30«ارتفاع4019 متر»
برف کوبی در حد متوسط بود/نه زیاد نه کم
صرف نهار،استراحت،ورق بازی،صرف شام،گفت و شنود در بارهء برنامهء صعود و سخنان سرپرست
(در اینجا من صحبتی درباره صعودم نکردم و تصمیم داشتم تیم را در مقابل کار انجام شده قرار دهم)
خواب ساعت 22:30
شنبه، 18/اسفند ماه

ساعت بیداری تیم 4:50 صبح
حرکت تیم از جانپناه 4 هزار به سمت قله ساعت 5:35(من به بهانهء خوردن صبحانه ماندم و گفتم: یه چیزی میخورم و میام)
حرکت انفرادی اینجانب از جانپناه به سمت قله از مسیر یخچال سیوله و تیغهء شمالی ساعت 6:05

«حرکت در ابتدای یخچال نسبتاً کار ساده ای بود اما هر چه به سمت جلو میرفتم کار سخترو شیب بیشتر میشد.حدود 4 ساعت اول را تا ارتفاع حدود 5250 متر روی یخچال بودم.در این ارتفاع به علت وجود برف پودر و احتمال رانش آن روی یخ کریستالی یخچال مرا به سمت تیغه شمالی کشاند.درگیری در تیغه حدود 3 ساعت با کار میکسMix،درای تولینگDry Tooling و گاهاً صعود از سنگها و مسیر های عمود با ارتفاع 7-8 متر به طول انجامید.
طی این مسیر کاملاً Free solo (انفرادی و بدون حمایت)بودم و توسط دوربین موبایلم فیلم برداری می کردم
واقعاً زیبا بود و جذابیت کار برایم به حدی بود که اصلاً متوجه گذر زمان نمی شدم و اینکه می دانستم تا کنون کسی به صورت انفرادی در زمستان از این مسیر قله را صعود نکردهعبیشتر مرا به سمت جلو میکشاند.
((تنها کسی که اقدام به این کار کرده بود آقای صحبت بهادرانی از کرمانشاه در تاریخ بهمن 1383بود که با بد شانسی مواجه و سقوط کرده بود و به کمک دوستان به پایین برگشته بود.))

دمای هوا در هنگام صعود 35- درجه بود توأم با بادی که دائماً پودر برف را به صورتم می زد و به گلویم می رفت؛و این باعثِ خشکیِ گلویم و زخم شدن از داخل شد که گاهی هنگام برگشت خون بالا می آوردم. (2بار)و همچنین برودت هوا دستها و پاهایم را به شدت آزار میداد تا جایی که انگشت پای چپم را تا حدودی سرما زد و نیمی از ناخنم سیاه شد.
انتهای تیغهء شمالی در ارتفاع حدود 5500 متر و ساعت 13:00 بود که تصمیم گرفتم به سمت چپ تراورس کنم و روی یال جانپناه ها ادامه مسیر دهم.این تراورس نیز جزء کارهای سختی بود که انجام دادم تا بتوانم به قله برسم.
40 دقیقه ای وقت مرا گرفت تا به یک شاخه از سیوله که کنار مسیر نرمال بود برسم؛آنرا پیش گرفتم تا 50 متری قله!
دوستانم(سید ساعد نجفی،محمد فراهانی و صادق مددی) ساعت 12:00 پا بر قله نهاده بودند.
من نیز با اختلاف 10 دقیقه بعد از آنها به قله رسیدم.
بعد از بستن کرامپون ها توسط دوستان و گرفتن عکس به سمت پایین رهسپار شدیم.
چندی نگذشت که آقای نجفی به علت باز شدن کرامپونش واژگون شد و به سمت دره پرتاب شد.از روی یک تخته سنگ افتاد و از دید من پنهان شد.خیلی ناراحت و نگران حال ایشان مدام داد میزدم که:حاجی سالمی، چیزیت نشد؟!
بعد از چند دقیقه گفت که سالمم.دریغ نکردم و سریع به سمتش راهی شدم.وقتی دیدم که راهش ادامه میدهد و سالم است خیلی خوشحال شدم.(خیلی شانس آوردیم)
از روی برفها و در کنار سنگها خود را به جانپناه 5 هزار و از آنجا به 4 هزار رساندیم.
ساعت 17:45 بود که بعد از 12 ساعت فعالیت سنگین به جانپناه باز میگشتیم.ولی همه خوشحال از صعود قله و آن هم برای من که از مسیر جدید صعود کرده بودم عالی بود.
با استقبال گرم ذبیح مند و جلو خانی وارد جانپناه شدیم؛که ضمن آنکه سوپ،چای وآب آماده کرده بودند، محیط جانپناه را آنچنان تمیز و مرتب کرده بودند که فقط باید می دیدید.کارشان کمتر از صعود قله نبود؛ البته تا 5 هزار نیز صعود کرده بودند.
صرف سوپ،چای،استراحت،شام،ورق بازی با ذبیح مند و خواب ساعت 23:30
یکشنبه، 19/اسفند ماه

ساعت بیداری 6:45 در جانپناه 4 هزار(جمع کردن کوله ها)
حرکت از جانپناه به سمت ناندل ساعت 7:45
رسیدن به ناندل ساعت 11:45 در منزل آقای صالحی و صرف چای
حرکت از ناندل ساعت 12:30 با نیسان آقای صالحی
رسیدن به جاده آسفالت 13:50 و آمدن دوستان از کرج(مجید خدابخشی و بهرام نور محمدان)برای بر گرداندن تیم.
رسیدن به کرج ساعت 19:00

هیچ نظری موجود نیست: